تبليغاتX
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !
سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف

دوست دارید بدانید که چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می کنید؟ فال در مورد سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند!




برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.


برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...


برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...


برج اسد (مرداد)
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.


برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید


برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.


برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.


برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.


برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 3 اسفند1387 ساعت 2:33 بعد از ظهر |

لب های فوق العاده زیبا و جذاب

لب های فوق العاده زیبا و جذاب

        

           

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 3 اسفند1387 ساعت 2:26 بعد از ظهر |

.....؟/////؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 3 اسفند1387 ساعت 2:9 بعد از ظهر |

صدای گرمش

صدای گرمش هنوز در گوشهایم طنین انداز مانده است :

شعر زیر از آلبوم نشانی ها است ، که با صدای خسرو شکیبایی شنیده ایم

نشانی اول

 

می‌دانم


حالا سالهاست که ديگر هيچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد

حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری
آن همه صبوری

من ديدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده

هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازه‌ی نعنای نورسيده می‌آيد

پس بگو قرار بود که تو بيايی و ... من نمی‌دانستم!
دردت به جانِ بی‌قرارِ پُر گريه‌ام
پس اين همه سال و ماهِ ساکتِ من کجا بودی؟


حالا که آمدی
حرفِ ما بسيار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانی‌ست ...!



به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
دوری از ديدگانِ دريا نيست!
سربه‌سرم می‌گذاری ... ها؟
می‌دانم که می‌مانی
پس لااقل باران را بهانه کُن
دارد باران می‌آيد.

مگر می‌شود نيامده باز
به جانبِ آن همه بی‌نشانیِ دريا برگردی؟

پس تکليف طاقت اين همه علاقه چه می‌شود؟!

تو که تا ساعت اين صحبتِ ناتمام
تمامم نمی‌کنی، ها!؟

باشد، گريه نمی‌کنم
گاهی اوقات هر کسی حتی
از احتمالِ شوقی شبيهِ همين حالای من هم به گريه می‌افتد.

چه عيبی دارد!
اصلا چه فرقی دارد
هنوز باد می‌آيد،‌ باران می‌آيد
هنوز هم می‌دانم هيچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد
حالا کم نيستند، اهلِ هوای علاقه و احتمال
که فرقِ ميان فاصله را تا گفتگوی گريه می‌فهمند
فقط وقتشان اندک و حرفشان بسيار و
آسمان هم که بارانی‌ست ...!


آن روز نزديک به جاده‌ای از اينجا دور
دختری کنار نرده‌های نازک پيچک‌پوش
هی مرا می‌نگريست
جواب ساده‌اش به دعوت دريانديدگان
اشاره‌ی روشنی شبيه نمی‌آيم تو بود.
مثلِ تو بود و بعد از تو بود
که نزديکتر از يک سلامِ پنهانی
مرا از بارشِ نابهنگامِ بارانی بی‌مجال
خبر داد و رفت.
نه چتری با خود آورده بود
نه انگار آشنايی در اين حوالیِ‌ ناآشنا ...!
رو به شمالِ پيچک‌پوش
پنجره‌های کوچکِ پلک بسته‌ای را در باد
نشانم داده بود
من منظورِ ماه را نفهميدم
فقط ناگهان نرده‌های چوبیِ نازک
پُر از جوانه‌ی بيد و چراغ و ستاره شد
او نبود، رفته بود او
او رفته بود و فقط
روسریِ خيس پُر از بوی گريه بر نرده‌ها پيدا بود.

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:43 بعد از ظهر |

«خسرو شكيبايي
خسرو شكيبايي برنده تنديس جشن سينما براي اتوبوس شب

«خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون

 درساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64

 سالگي  به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان

 تهران درگذشت.

 محمدمهدي دادگو، خسروشكيبايي و جمشيد مشايخي

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:40 بعد از ظهر |

مرگ همکار

مرگ همکار

 
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
 
 «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
 
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
 
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
 
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
 
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:31 بعد از ظهر |

ساعتم
امروز بهترین ساعتم رو شکستم... چون لحظه های بی

 تو بودن را به رُخم می کشید. من از ساعت متنفرم، که

 جای خالی تو را به رخ دلتنگی هایم می کشد!

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 29 تیر1387 ساعت 9:50 بعد از ظهر |

یادم باشد

یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،

 

یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نیست ،

 

یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،

 

یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،

 

یادم باشد : ز چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،

 

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

 

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !

 

یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه

 

می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...

 

یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به

 

اسرار عشق پی برد و زنده شد !

 

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ،

 

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...

 

و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم !

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 10:37 قبل از ظهر |

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در پنجشنبه 1 فروردین1387 ساعت 4:17 بعد از ظهر |

 بهداشتی اکبر کثافت

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در پنجشنبه 1 فروردین1387 ساعت 4:13 بعد از ظهر |

              
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 10:9 بعد از ظهر |

در جهان
www.hamtaraneh.com
باستر سیمکوش :
درسال 1995 به 541 کیلو وزن میرسه ولی یه رژیم لاغری شدید میگیره و میشه
97 کیلو ! نکته ی جالب اینه که 20 کیلو پوست اضافه میاره که بعد از لاغری ازش یه کت میدوزند !!!!www.hamtaraneh.com
 
 
www.hamtaraneh.com
 
ادوارد مورداکسی :
هم پشت سرش صورت داشته هم جلو روش ولی اینقدر صورت پشتیه از خودش صدا در میاره که بالاخره
در سن 33 سالگیش خودکشی میکنه!!www.hamtaraneh.com
 
www.hamtaraneh.com
 
پاسکال پنتیون :
از وقتی که به دنیا میاد یه سر دیگه روی سرش هم داشته که چشمها و دهنش حرکت میکردن ولی
قابلیت دیدن و حرف زدن نداشتند !!!www.hamtaraneh.com
 
www.hamtaraneh.com
 
انسان چهارچشم :
ای انسان یه جفت چشم دیگه هم روی چشم هاش داشته که میتوانستن زاویه ی مشخصی رو ببینن !!
با یه جفتش میتونسته جلو پاشو ببینه و با اون یکی جفت هم میتونسته چشم چرانی کنه !www.hamtaraneh.com
(پشت سرش هم زن خوک نماست که دماغ و دهنش مثل خوک بوده و تنها مورد مشاهده شده در جهان هست !!!)www.hamtaraneh.com
 
www.hamtaraneh.com
 
گروس مک تانل :
از زمانی که به دنیا اومده از نظر زشتی مقام اول رو داشته و
3 بار هم ازدواج کرده و یه پسر طبیعی و زیبا هم به دنیا آورده

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 9:59 بعد از ظهر |

زيبايي عشق

زيبايي عشق به سکوت است، نه به فرياد
زيبايي عشق به تحمل است، نه به خرد شدن و فرو ريختن
عشق خيالي است که اگر به واقعيت بپيوندد
تمام شيريني اش را از دست مي دهد
 
################
 
 
ميرسد روزي که بي من روزها را سر کني
ميرسد روزي که مرگ عشق را باور کني
ميرسد روزي که تنها در کنار عکس من
خاطرات کهنه ام مو به مو از بر کني
 
دلم را هيچکس باور نداشت / هيچکس کاري به کار من نداشت
بنويسيد بعد مرگم روي سنگ / با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ
او که خوابيده است در اين گور / بودنش را هيچکس باور نکرد
 
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 9:50 بعد از ظهر |

کاریکلماتور
کاریکلماتور
· خودكشي تنها قتلي است كه قاتل و مقتولش يكي است.
اگر گرما را دوست داريد، سرما را به باد ندهيد.
· اگر قرار بود مردم همه با يكديگر سلام و عليك كنند، ديگر وقتي براي خداحافظي باقي نمي‌ماند.
بعضي براي آنکه خود را زيبا ببينند دايم آينه خود را عوض مي کنند.
 محبت تنها جوشكاري است كه دل شكسته را برايگان جوش مي‌دهد.
 بس که آينه دلش کثيف بود حرف دلم را از چهره ام نمي ديد.
 بعضي براي آنكه دل كسي را به دست آورند، آگهي مي‌دهند.
 آن قدر روابط عاطفي و انساني سرد و يخ شده‌است كه كارخانه هاي يخچال و فريزرسازي رو به ور شكستگي است.
گاه، آن قدر در اعماق انديشه فرو مي روم كه هر چه دست و پا مي‌زنم مشكل به سطح آن بر‌ مي‌گردم.
 
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 9:47 بعد از ظهر |

مهربانی ممنوع !
مهربانی ممنوع !
دست سوزنده مشتاقت را
در نهانخانه جیبت بگذار
تا که پابند نباشی به کسی دست بدهی
خارهایی هستند که ز سر پنجه دوست, با سرانگشتانت میجنگند
دوستی مسخره است
مهربانی ممنوع !
و تو ای دوست ترین

در نهانخانه جیبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را
من و تو
باید از سلسله بایدها, دستهامان رازنجیر کنیم
با زبان دگران لحظه هامان را تفسیر کنیم
و نگوئیم که بازیگر یکقصه معتبریم
کاش میدانستی
که نباید حس کرد,که نباید دل بست
در فضایی که پراز همهمه آدمهاست
من گرفتارترین تنهایم, تو گرفتارترین
دل ما بسته وابستگیاست
قصه ماندن ما, طرح یک خستگی است؟
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 9:37 بعد از ظهر |

تقديم به همه كساني كه به عشق خود نرسيده اند
تقديم به همه كساني كه به عشق خود نرسيده اند


نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.

بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه.

گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟

نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن.

وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشونبسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش......

ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده

داره آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين


فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به


دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود.

گفت و اين بار رفت سمت دريا...................
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:20 بعد از ظهر |

تنهایی
تعطیل
 
 
کاش در تنهایی خود ذوب می شدم
و التهاب سکوتم نمی ترکید
زمانه زمانه ی نامردی است
باور کن هنوز هم دستانم بوی نارنج می دهند
من یخه ام را باز می کنم
و در سرمای شب های دی ماه پا برهنه و مبهوت
راه می روم
می فهمم که چه افسانه ای بود
و افسوس می خورم که افسانه بود
 
 
افسوس که افسانه بود
 
و باور کن ...
 
بارون و دوس دارم هنوز چون تو رو یادم میاره
 
 
***
 
ذهن یک جوانه
 
من درختم
پوستم چندش را فهمیده
               و شاخه های درهمم
انگار
    خیلی زود
    طعم کرچ خستگی را حس کرده اند
 
شب آرام 
و درد  من نیز پایان
                      ندارد
                انگار
 
من
   تنهایی سست یک شاخه ی خشک را می فهمم
                  من از انجماد می آیم
                           از یک سکونت ملال انگیز
 
****
 
باز هم تاریکی فرست کرد تا در نبود شعله های با محبت مهر خود را بیان کند ٫ راستی چقدر می دانی ؟ انگار سال هاست که روی یک صندلی از جنس حماقت نشسته ام و سیگار برگ می کشم
نگاهم هنوز هم مانند آن روز هاست ٬ این را زمانی که دخترک همسایه چند ثانیه در چشمانم بار ها خیره مانده بود فهمیدم
می دانی تنهایی چیست ؟ شاید با خودت فکر کنی تنهایی های ما مانند یک بستنی قیفی اند ٫ می توان لیسید و گاهی هم سرد شد و اما باز در انتها وقتی صدای خرچ خرچ جویدن بیسکوییت آخر می رسد انگار تمام لذت دنیا آماده است تا در آغوش بپذیرد مارا
اما نه !
تنهایی یعنی یک چند ضلعی که ضلع هایش هیچ وقت با هم برابر نیستند و یکی از دیگری بزرگ تر است ٬ گاهی آدم فکر می کند تنهاست و از ضلع خودش حرکتی می کند تا شاید ضلع دیگری پیدا شود و محیطی بهتر و رو به شفا تر
اما آیا می توان از حقیقت گریخت ؟؟؟
صدای خداوند دیگر نمی اید ... پوسته ی عشق ترکیده و آغوش مقدسش کهیر زده ٬ خیانت خیلی شیرین تر از قبل است انگار در ساختارش نوعی شکر مخصوص بکار می برند
ما هم که از همیشه شاداب تر قرار است فردا به باغ همسایه برویم و سیب هوس بخوریم ٬ قرار است در دالان بی انتهای عریانی قدم بزنیم و لب و لوچه ای از عذا بیرون کنیم
بالین افسانه ای یک باکره ؟! این انسان چه موجود شگفت انگیزی است !!چقدر زیبایی و ابدیت در یک لحظه ی خطا بخش معجزه گونه ملموس است
 
 
****
 
حتی خداوند هم خسته است
از چیز هایی شبیه گلایه و اندوه

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:15 بعد از ظهر |

آرام شدم.
www.hamtaraneh.com

در آن لحظه که زنجيرهاي سکوت در هم شکست
در آن لحظه که گرماي وجودت را حس کردم
تو , مرا نمي دانستي
اما ...........
من از دور مي فشردم دستانت را
درد و دل کردن با تو را به هزار لحظه شادي نخواهم داد.
شايد تو در همهمه صحبت با دوستانت بودي
اما...... من در آرامش خيالم در سخن گفتن با تو
زمزمه مي کنم..
آهاي.........
مي شنوي صدايم را
فرياد خواهم زد. رو به دريا. بالاي سر کوه,
اين منم که به سوي تو سرازيرم
ببين مرا
اگر اين بغض امانم مي داد
زمزمه مي کردم برايت,..........
التماس را ببين
رو به رويت ايستاده ام و فرياد مي زنم اما...........
مرز فاصله نگذاشت ببيني صدايي از من
آرام مي گويم, آرام فرياد مي زنم.
آه.................
فاصله را ورق خواهم زد.
زمزمه مي کنم, ببين مرا, رو به رويم ايستاده اي
شگفت نمي بيني مرا,
بغض گلويم را رها کرد
حال گریه اماني براي سخن گفتن با تو را نمي داد
سخن گفتي:
از چه پريشاني
بگو , بگو , مي شنوم تو را
گفتم:دريا شو ,..............
شنا خواهم کرد در وجودت ,
خورشيد شدي و من پريدم در آسمانت

و من ..... آرام شدم.

عشق برای تو

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:13 بعد از ظهر |

هيچگاه
www.hamtaraneh.com    دوست داشتن بهترين شكل مالكيت است و مالكيت بدترين شكل دوست داشتن !...
 
 نور مهتاب براي عاشق شدن خيلي ايده ال است فقط ايرادش اين  است كه ممكن است فردا در زير نور افتاب از انتخاب مهتابي ات پشيمان شوي !...
 
اميد" درماني است كه شفا نميدهد ولي كمك ميكند تا "درد" را تحمل كنيم!...
 
بزرگترين افسوس ادمي اين است كه حس ميكند مي خواهد اما نميتواند و به ياد مي اورد زماني را كه ميتوانست اما نخواست!...
 
عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست  و چون برف ذوب شدن بر غم هاي دوست!...
 
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو بود!...
 
حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست من پرستوي خزان ديده و خاموش تو ام!...
 
ادم عزيزانشو فراموش نميكنه بلكه به نديدنشون عادت ميكنه.....تقديم به كسي كه عادت به نديدنش مثل فراموش كردنش غيرممكنه!...
 
هيچگاه فاصله ها حريف خاطره ها نيستند....
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:10 بعد از ظهر |

می بينی!!!!
Image and video hosting by TinyPic
می بينی!!!!

تو چه آرام می گذری از کنار تنهاييم

نيم نگاهی ولبخندی

به نشانه دوستی

يا رسم وعادت ديرين

برای تسکين قلب من است يا افکار خودت؟؟؟؟؟????

نمی دانم!!!!

هر چه هست

قلب مرا به آتش می کشاند

چشمانم را می سوزاند

لبانم را قفل می کند.

همين . . . . .
     

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:6 بعد از ظهر |

عشق برای تو

 

 

مهربانی ممنوع !
دست سوزنده مشتاقت را
در نهانخانه جیبت بگذار
تا که پابند نباشی به کسی دست بدهی
خارهایی هستند که ز سر پنجه دوست, با سرانگشتانت می جنگند
دوستی مسخره است
مهربانی ممنوع !
و تو ای دوست ترین

در نهانخانه جیبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را
من و تو
باید از سلسله بایدها, دستهامان را زنجیر کنیم
با زبان دگران لحظه هامان را تفسیر کنیم
و نگوئیم که بازیگر یک قصه معتبریم
کاش میدانستی
که نباید حس کرد,که نباید دل بست
در فضایی که پر از همهمه آدمهاست
من گرفتارترین تنهایم, تو گرفتارترین
دل ما بسته وابستگی است
قصه ماندن ما, طرح یک خستگی است؟!...

 

عشق برای تو   

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:59 بعد از ظهر |

آرام خواهم رفت!
www.hamtaraneh.com

یکی در مرگِ شقایق
یکی در فصل ِ خزان
و هر بار تو به من زندگانی بخشیدی!
تو مهربانانه به من عاطفه بخشیدی!
تو به من گفتی بمان
و من ماندم!

مـــــاندم!

من ماندم که با تو بروم به سر قله احساس
که قدم بزنیم در کوچه بن بستِ شکوه

خالی از شک

خالی از ترس

خالی ازبیم


و من اکنون تنها به ابدیت خواهم رفت
به تنهایی با بید سخن خواهم گفت
و به آن دنیای دگر خواهم رفت....

آرام خواهم رفت!

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:54 بعد از ظهر |

با تو سخن می گویم
www.hamtaraneh.com
امروز با تو سخن خواهم گفت اما نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همیشه.....
امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.
چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...
ازنگاه معنادارت می فهمم آنچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.
حتی لحن شیرین کلامت هم نیز نوع دیگریست....
کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...
پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...
دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟
می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...
می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد
می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....
می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........
پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....
دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه ...

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:50 بعد از ظهر |

ax ::: Fashion
www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com 
 

www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com

 

 www.hamtaraneh.com

 
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:36 بعد از ظهر |

اس ام اس های زمستونی
تنها ترين تنها منم
سرگشته و رسوا منم

 

اس ام اس های زمستونی
 
 
۱. میدونی فرق من با برف چیه ؟
.
.
.
.
.
.
.
برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم
 .

۲.  آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه .



۳. دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ...
 

۴. آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ...
 

۵. اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم!
 

۶. زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !
 

۷. عشق يعنی :
چون خورشيد، تابيدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست
.
 

۸. الا ای برف!
چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟
بر اين دنيا که هر جايش
رد پا از خبيثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پيوندی ميان عشق و پروازی
تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها
تو که فصل سپيدی را سرآغازی
مبار ای برف!
 
 

۹. لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!
 
 

۱۰. برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد. زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد



۱۱. برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ...
 

۱۲. امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ.
 
۱۳. با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن
۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد .
 
۱۴. به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است!
 
 
 
دنیا را برایتان شاد شاد ،و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم   Meysam
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:24 بعد از ظهر |

بدی های من چه هستند
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:15 بعد از ظهر |

من

 

من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم

 

آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو

 

دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را


www.hamtaraneh.com
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 4:16 بعد از ظهر |

بعضی وقتا
بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم
من رهاتر از غبارم من به زنجیر اسیرم
نه طلوعی گرم و شادم نه غروبی سرد و خاموش
کاش بدونم که چی هستم بودنم شده فراموش
این لحظه هام درگیر و خستن
نه تو راهن نه نشستن
پی موندنم میپرسن
تا به کی دست و پا بستن
دیگه وقت انتخابه دیگه از دورویی سیرم
شیر و خط تو سرنوشته
یا میمونم یا میمیرم
یا فقط رومی رومی یا فقط زنگی زنگی
یا میشم سهم دل تو یا نصیب گور سنگی
واسه پایان سکوتم این ترانه رو میخونم
زندگیمو تو میسازی
کاش بخوای زنده بمونم
 
یه شعله شکسته یه شمع رو به بادم
 
خسته از این زمونه فریاد گریه دارم
شده فضای سینه سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم دل به کسی ندادم
                 *******
عاشق شدم به چشمات دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حرفات
با یاد تو همیشه عمرم تموم نمی شه
                *******
تموم زندگیمو به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی تو باشی در کنارم
 
 
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 4:2 بعد از ظهر |

........؟
www.hamtaraneh.com......؟
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 3:48 بعد از ظهر |

غرور

بهتر است غرورتان را به خاطر

 

كسي كه دوستش داريد از دست

 

 بدهيد تا اينكه او را به خاطر

 

غرورتان...............

 

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 3:32 بعد از ظهر |


: نويسنده وبلاگ
meysam va milad
: آيدي من
hash_hash4001@yahoo
: آدرس وبلاگ
WWW.jazireh7.BLOGFA.COM
: با تشکر از
l030
:l030 آيدي
lovefree_die@yahoo
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




JAVAKIDS.BLOGFA

Hiv@son