تبليغاتX
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !
خورشيد

اگه با ديدن من غم رو دلت جون ميگيره
مي ميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره
اگه با بودن من باغ تو ويرونه ميشه
ميرم اما ميدونم دل بي تو ديوونه ميشه
مرهمي از شمع چشمات واسه دردم نداري
خورشيدي اما خبر از تن سردم نداري
_________________
زدم به سيم آخرو گفتم ولش كن بي خيال
اون واسه من يار نميشه بي خيال اين عشق محال
گفتم توي مرامه ما منت كشي نيست با مرام


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت 1:48 قبل از ظهر |

بخونید قشنگه
به پاس آرزوهای از دست رفته سکوتی می کنم به بلندی فریاد
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم . . . کشتم

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
من زمقصده ها پی مقصود های پوچ افتادم
تا تمام خوبان رفتند و خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت
عشقم مرد
یارم رفت
 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت 1:25 قبل از ظهر |

معني عشق چيست؟
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد .
دوري ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکي ،قوت .

پيري مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودي مانع از پيريست .

هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم .

عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .

عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .

درحساب عشق يک +يک مساوي است با همه چيز و دومنهاي يک برابرهيچ .

عشق چيزي جزيافتن خويش در ديگران و شادکامي در شناخت نيست .

عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيري له ميشودو اگر سست بگيري ميگريزد .

عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتي که نرسيده آن را گاز نزن .

عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز، قلب پر ميشود .

عشق غلبه خيال بر خرد است .

مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولي زن به ندرت ،اما بسيار .

مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .

تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقي است .

با عشق وشکيبائي چيزي ناممکن نيست .

عشق، قانون نمي شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است .

عشق ، معيارها را بهم مي ريزد و دوست داشتن برپايه ي معيارها بنا ميشود .

عشق ،ويران کردن خويشتن است و دوست داشتن ساختني عظيم .

عشق فوران مي کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاري عظيم و دوست داشتن جاري ميشود چون رودخانه اي بر بستري با شيب نرم .

عشق ناگهان وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه مي گيرد .

عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست .

سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميکند، کوه را باور نميکند ، گرداب را باور نميکند، مرگ را حتي باور ندارد.

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت 1:14 قبل از ظهر |

اگه روزگار بي رحمه...
اگه روزگار بي رحمه تو مهربون باش........
اگه افتاب ميسوزونه تو سايه بون باش..............
حالا که تنهايي پايه جونم نشسته..........
بيا واسه منه تنها تو هم زبون باش..تو مهربون باش.......
اگه سرما کمين کرده کناره باغچه........
واسه گلهاي نيمه جون تو باغبون باش.تو مهربون باش.......
چراغه زندگيمو دوباره روشنش کن...عزيزت تنها مونده ديگه نازو کمترش کن......
تو اوجه قهرو اشتي اگه بياي گل کاشتي....نميشدم فدايي اگه دوستم نداشتي......
ديگه واسه برگشتنت ديونه هستم....واسه خوشبختي دنباله بهونه هستم ...اگه ميرم
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت 1:12 قبل از ظهر |

بازي عشق و فوزولي و ديوونگي ومحبت

 روزي عشق و ديوونگي و محبت و فوزولي با هم قايم موشك بازي ميكردن.تا نوبت به ديوونگي رسيد . ديوونگي همه رو پيدا كرد اما هر چه گشت اثري از عشق نبود.فوزولي متوجه شد كه عشق پشت يك بوته گل سرخ مخفي شده و د يوونگي رو خبر كرد و ديوونگي يك خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو كرد.صداي فرياد عشق بلند شد. وقتي همه به سراغش رفتند ديدند چشماش كور شده است و ديوونگي كه خودش رو مقصر ميدونست تصميم گرفت كه هميشه عشق رو همراهي كند و از اون روز به بعد وقتي كه عشق به سراغ كسي ميره چون كوره بدي هاي معشوقش رو نمي بينه و ديوونگي هم هميشه در كنارشه...

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت 1:8 قبل از ظهر |

هديه ايي براي تو ...
خواستم برايت هديه ای بفرستم ؛ نسيم گفت : مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم. باران گفت : مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم. ناگهان قلبم گفت : مرا بفرست تا دوستش بدارم... و تو همهُ وجودم شدی
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت 0:48 قبل از ظهر |


: نويسنده وبلاگ
meysam va milad
: آيدي من
hash_hash4001@yahoo
: آدرس وبلاگ
WWW.jazireh7.BLOGFA.COM
: با تشکر از
l030
:l030 آيدي
lovefree_die@yahoo
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




JAVAKIDS.BLOGFA

Hiv@son