تبليغاتX
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !
تو را با غیره می بینم

تو را با غیره می بینم
صدایم در نمی آید
دلم میسوزد و
کاری زدستم بر نمی آید
 
روزی که میخواستم
ازشهرمون برم
بیش از هزاران چشم
تو گریه میکردی
میگفتی با حسرت
دیگه بر نمی گردی
گفتم که عمر این سفر
کوتاهِ کوتاهِ
گفتی که یاد من
همیشه با تو همراه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راهِ
حالا که برگشتم
باآرزوهایم
دست قشنگ تو
دردست من سرده
میگه نگاه تو
کاشکی که برگرده
دل رااگردادی به دیگری
بگوبگو
ازمن توپیدا کردی بهتری
بگوبگو
دل را به این وآن سپردن
خود بود گناه
ازبام من می خوای تو بپری
بگوبگو
گفتم که عمراین سفر
کوتاه کوتاه
 گفتی که یاد من
همیشه با تو همراه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راهِ
حالا که برگشتم
باآرزوهایم
دست قشنگ تو
دردست من سرده
میگه نگاه تو
دیگه  برنمی گرده
دل رااگردادی به دیگری
بگوبگو
ازمن توپیدا کردی بهتری
بگوبگو
دل را به این وآن سپردن
خود بود گناه
ازبام من می خوای تو بپری
بگوبگو

 

  ازمن توپیدا کردی بهتری
بگوبگو
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 ساعت 4:5 بعد از ظهر |

کاش
آن مي تواند *آخرين لحظه* باشد .

 
کاش ميشد لحظه ها را قاب کرد 
                                         روزهاي تيره را خواب کرد....
 

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 ساعت 4:0 بعد از ظهر |

فراموش نخواهم کرد ... !؟!!
دیگه داری با خودت حرف می زنی : حالا تکلیف چیه ؟ جواب این دل شکسته رو کی باید بده ! منی که دلی رو شکستم یا اونی که دلش شکسته؟ 

حالا دست ها یم ساده ترین دلواپسی هستند ! تو مرا به مرداب فراموشی می سپاری و من هرگز

شکستن دل تو را فراموش نخواهم کرد ... !؟!!


تو مرا در اعماق قلبت دفن می کنی و من همیشه زخمی را که به قلب تو زدم ، زخمی که تو

روزی بر آن مرحم می گذاری ! بر دل خواهم داشت !! ....
 
اما باز هم مرا گونه ای دیگر می بینی .... نمی خواهم بدانی که از صدای شکستن قلبت خورد

شدم .... دوستت نداشتم اما اشک می ریزم ! پر شدم از حرف های باران خورده ... اما من صبر

 را آموخته ام ....
 
 
 
نمی دونم ... تو چی می گی ؟؟؟ اما به خودمم بگو اگه خواستی گلم ؟  L 0 3 0

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 ساعت 3:57 بعد از ظهر |

چرا؟
 
ای بی وفا رسم وفا از غم نمی آموزی چرا؟
 
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 ساعت 3:46 بعد از ظهر |

خاکم و بس
محو دیدار غرور آسمان بودم وبس
که به خاک افتدم
خاک آلود
و نوشتم با اشک
من در این عالم رنگین
همین خاکم و بس
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 23 اردیبهشت1385 ساعت 7:17 بعد از ظهر |

يادته

يادته اولين ديدار
اولين بوسه
يادته؟
اولين باري كه همديگه رو بغل كرديم و بوسيديم
به هم قول داديم مال هم باشيم
به هم دروغ نگيم
چه خوبه ديدنت چه خوبه موندنت چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
چه قدر سخته آدم كسي رو كه همه عشقش شده.همه ي وجودش شده
هر چند وقت يه بار ببينه
خوش به حال اونايي كه عاشقن و هميشه كنار هم هستن
خوش به حال اونايي كه مي دونن يه روز به هم ميرسن
خوش به حال اونايي كه فرصت هاي زيادي براي زندگي دارن
خوش به حال اونايي كه اول راه هستن
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم بمونم منتظر تا برگردي پيشم
اگر چه بوسه ي اونروزمون گناه به شمار ميرفت
ولي براي من مقدس بود
يه جور تجديد ميثاق بود
اون چيزي كه به بوسه طعم لذت مي بخشه گره خوردن نفسهاي دوتا
عاشقه
يه فضاي مشترك
يه فضاي كوچيك
تو رو تو كدوم ترانه؟ تو كدوم شعر جستجو كرد؟
تو رو تا كي از خدا خواست؟داشتنت رو آرزو كرد؟
كاش ميشد دائم تو رو ديد
به هم قول داديم هميشه به ياد هم باشيم .براي هم باشيم
به هم قول داديم پشت محكمي براي هم باشيم
تكيه گاه دله هم
به هم قول داديم مثل آينه باشيم صافِ صاف كه بشه زشتي ها وزيباييها
رو توي دل هم ببينيم
قسم خورديم كه به جز هم به كسي ديگه ايي پناه نبريم
تصميم گرفتيم همديگه رو كامل كنيم
به هم ديگه آرامش هديه كنيم
از خدا خواستيم
ما هميشه از خدا خواستيم توي اين عشق كمكمون كنه
از خدا خواستيم اگه توي اين راه گناهي كرديم فقط بزاره رو حسابِ عشقمون
خيلي چيزاي ديگه رو به زبون نياورديم
كاش مي دونستيم تا چه حد به قول يي كه به هم داديم پايبند بوديم
تقديم به همه ي عاشق ها


|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 23 اردیبهشت1385 ساعت 7:16 بعد از ظهر |

فرياد نزن اي عاشق
فرياد نزن اي عاشق
من صدايت را درون قلب خود مي شنوم
درد را در چهره ي عاشق تو
با ذهن خود مي نگرم
فرياد نزن اي عاشق
فرياد نزن... بي سبب نيست چنين فريادم
بيگناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط زندگي
هم خودم هم تورو بر باد دادم
بي گناه در دام عشق افتادم اگر احساسمو مي فهميدي
قلبتو دوباره مي بخشيدي
لحظه ي پايان اين ديدار را
روز آغازي دگر مي ديدي اگه بيهوده نمي ترسيدم
عشقو آنگونه که هست مي ديدم
شايد اين لحظه ي غمگين وداع
قلبمو دوباره مي بخشيدم
کاش از اين عشق نمي ترسيدم ما سزاواريم اگر گريانيم
اين چنين خسته و سرگردانيم
ما که دانسته به دام افتاديم
چرا از عاشقي رو گردانيم وقتي پيمان دل رو مي بستيم
گفته بوديم فقط عاشق هستيم
ولي با عشق نگفتيم هرگز
از دو ايل نا برابر هستيم
از دو ايل نا برابر هستيم نه گناه کاريم نه بي تقصير
منو تو بازيچه ي تقديريم
هر دو در بيراهه ي بي رحم عشق
با دل و احساس خود درگيريم بيشتر از هميشه دوستت دارم
گرچه از عاشقي و عاشق شدن بيزارم
زير آوار فرو ريخته ي عشق
از دلم چيزي نمونده که به تو بسپارم تو که همدردي مرا ياري بده
به من عاشق اميدواري بده
اگر عشق با ما سر ياري نداشت
تو به من قول وفاداري بده
تو به من قول وفاداري بده
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در شنبه 23 اردیبهشت1385 ساعت 7:9 بعد از ظهر |

نامرد
همه از مرگ مي‌ترسند، من از نامرد
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در جمعه 22 اردیبهشت1385 ساعت 6:13 بعد از ظهر |


: نويسنده وبلاگ
meysam va milad
: آيدي من
hash_hash4001@yahoo
: آدرس وبلاگ
WWW.jazireh7.BLOGFA.COM
: با تشکر از
l030
:l030 آيدي
lovefree_die@yahoo
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




JAVAKIDS.BLOGFA

Hiv@son