تبليغاتX
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !
عشق چیست
به خورشید گفتم عشق چیست ؟تابید

به ابر گفتم عشق چیست ؟بارید


به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید


به باد گفتم عشق چیست ؟وزید


به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد


به انسان گفتم عشق چیست ؟اشک


ازدیدگانش جاری شد گفت :دیوانگیست

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 14 خرداد1385 ساعت 11:46 قبل از ظهر |

دوست دارم
جنگل رابرای سکوتش


کوه رابرای استواریش 

                                 
دریا را برای افقش   

        
وزندگی را برای زندگی کردن


دوست دارم

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 14 خرداد1385 ساعت 11:43 قبل از ظهر |

از تو متشکرم
از تو متشکرم به خاطر همه خاطراتی که تو ذهنم نقش دادی.


از تو متشکرم به خاطر اینکه باعث شدی تا بفهم که دوست داشتن کسی

 که دیگه دوستت نداره چقدر احمقانه است

.
از تو متشکرم به خاطر لحظه هایی که به من بخشیدی و لحظه هایی که

از من گرفتی.


از تو متشکرم به خاطر اینکه به من یاد دادی که راحت بتونم فراموش کنم

 ولی به من یاد ندادی که با فراموش کردن هر چیزی خودم هم به

فراموشی سپرده می شوم .


از تو متشکرم به خاطر اینکه به من فهماندی که دلدادگی دروغه و هر

 کس از عشق گفت صددرصد دروغگوی بزرگی خواهد بود

.
از تو متشکرم به خاطر اینکه باعث شدی مسیر زندگی ام را عوض کنم و

 با آدمها همان طور که خودم دوست دارم ، زندگی کنم .


از تو متشکرم به خاطر هر آنچه که من فهمیدم بعد از اینکه از تو کلمه

خداحافظ را شنیدم


از تو به خاطر خيلی چيزهای ديگر هم متشکرم اما می ترسم که با گفتن

 آنها تو را از ياد ببرم ... 


 
*** اما اینو بدون :


 من هیچ بهانه ای را برای رفتن نمی پذیرفتم و اما تنها دلیل من برای

 

 رفتن ، اين بود که خودم را خوب می شناختم ... ***


 
« تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی


       توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی»

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 14 خرداد1385 ساعت 11:35 قبل از ظهر |

سایه بان
به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد


سلام راباید از انتهای قلبهای عاشق گرفت و من در جستجوی سلام به تمامی قلبها سرک

کشیدم ولی نشانی از عشق نیافتم تا اینکه به قلب رسیده ام متوسل گشتم پس میگویم سلام.

نیش دوست بد تر ازنیش عقرب است

 
پس بزن عقرب که دردش کمتر است

زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی

 های یکدیگر باشیم 
 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 14 خرداد1385 ساعت 11:29 قبل از ظهر |

باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم.........
            

     باور کن که دوستت دارم

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم ...
ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم....
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....


 

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم....
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم....
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم....


ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....


دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی .....


عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای....


به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم ......


دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....


اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم!


باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم.........
                                                            به خدا
                              خیلی دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 14 خرداد1385 ساعت 11:23 قبل از ظهر |

چه سخت است انتظار ..

خودخواهی های بزرگ با "آوازه" و "عشق" سيراب می شوند؛
اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ، در گرمای مهر و عشق
 همچنان بی نصيب می مانند. انديشه ای که جهان را به رنگ و طرحی ديگر می فهمد،
"خود" را چشمه نهرهای غيبی و صحرای وزش های غريب می يابد،
 تنها و تنها در جستجوی "آشنا" است...
روحی که "پيام" دارد نه مريد می طلبد، نه عاشق...
آری، نه مريد، نه عاشق.
«آشنا!»

 

آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت است
 
دوست واقعي شما کسي است که

هيچ احتياجي به شما ندارد ، اما باز هم دوست شماست


انتظار واژه ی غریبی است ...
 واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.
 که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
 
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
 
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
 یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد

سالها بود که در مزار تنهاييم خفته بودم
ناگاه با مشتي آب سرد برروي مزارم برآشفتم
بوي چند شاخه گل مريم مشامم را نوازش داد
بعد از سالياني احساس کردم نمرده ام!
دختري سياه پوش برسر مزارم فاتحه ميخواند
وجودم به لرزه افتاد
او که بود؟؟
آيا او هماني بود
که با دستانش مرا به قعر خاک تبعيد کرده بود؟
خاطرات در برابرم صف کشيدند
موهاي خاک خورده ام را
ميان دستان استخواني ام فشردم
حفره خالي چشمانم لبريز از اشک شد
احساس مرگ و زندگي بر قلبم چنگ ميزد
ميان دلهره و ترديد دختر سياه پوش رفت
ولي هنوز خاطراتي که در ذهنم بر آنها
 
مهر باطل زده بودم در برابرم نقش مي بستند
آه چه غم انگيز بود خاطره روز مرگم



عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من


شب هجران نکند قصد دل آزاري من


روزگاري که جنون رونق بازارم بود


تو نبودي که بيايي به خريداري من
Meysam

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در سه شنبه 9 خرداد1385 ساعت 5:40 بعد از ظهر |

modele
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Ta ra neh ha


        
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در سه شنبه 9 خرداد1385 ساعت 5:26 بعد از ظهر |

چهار نفر بودند

 

چهار نفر بودند. اسمشان اين ها بود:‌ همه کس، يک کسی، هرکسی، هيچ کس.
کار مهمی در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسی اين کار را به انجام می رساند. هرکسی  می توانست اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسی عصبانی شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را  نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوری تمام شد  که هرکسی يک کسی  را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.
 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:51 بعد از ظهر |

آيا كسي پيدا خواهد شد
آيا كسي پيدا خواهد شد ؟ از من عاشق تر و از من مهربانتر
براي تو
تورا سخاوتمندانه ، با خود خواهم بخشيد
تو را فقط و فقط به خدا ميسپارم
تو را فقط به قلب عاشقم هديه خواهم داد L 0 3 0
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:46 بعد از ظهر |

روزگار دلتنگي
روزگار دلتنگي


دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی
از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی
دگر پرنده احساس مــن نمی خواند
مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:44 بعد از ظهر |

باورم نمیشه !!!
فکر نکن گذاشتی رفتی دلم از غصه میمیره
         این دروغ بود که میگفتی قلبم پیش تو اسیره
گول چشماتو که خوردم گفتم هستی تا همیشه
                                  خالی بود تموم حرفات میدونستم که نمیشه 
بی مرام زهرتو ریختی و نگفتی که چی میشه
                                  قلبمو له کردی رفتی اصلا باورم نمیشه !!!

                        

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:43 بعد از ظهر |

فقط ميدانم اي تنها حضور بي حضور
به نام آنكه عشق را بنا كرد

تو را از من ، سر از تو جدا كرد

 

 

بخواب اي نازنينم
مهربانم
دلنشينم
منم من عاشقت
آرام باش اي بهترينم
من اينجا مست مستم
مست و بي پروا
شبانگاهان منم گرماي عشقت را درون بسترم خواهان
همان شبها كه من مست حضور تو
نياز تو
دو چشم دلنواز تو
خيابان را چو مستان نعره زن طي مي كنم شايد تو را در حاله اي از نور من ديدم
ولي اي كاش مي بودي و من نعره زن از مستي عشق تو اينجا باز در كنج قفس رويا نمي چيدم
من امشب وحشي ام ساقي
ز مي ، از عشق، از بازي نامردان اين دنيا
ز بدگويان كه مي گويند در دل من هوسبازم
تازه نميدانند
من مستم
من اما غرق جرمم
پي از شب بر سر دارم
آري من مستم هوسبازم عطش دارم
عطش عشق تو امشب در دل مي در شراب بي حضور تو وجودم را كمين كرده
كاش امشب ساقي لبهاي تو يا گرمي دستان تو در دل اين مجرم عاشق كمي غوغا به پا مي كرد
من اينجا كنج زندان پر عطش پر عشق يا ديوانه ام اين را نمي دانم
فقط ميدانم اي تنها حضور بي حضور
اي كه آغشته به تو دستان افكارم
در اين دنياي پر رنگ و رياي بي نفس بي عشق بي پرواز
با دل با نفس با عشق با پزواز
تو را من دوست ميدارم  L 0 3 0

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:41 بعد از ظهر |

منتظر حرفای قشنگتون هستم

آنچه ما فکر میکنیم کمتر از آن است که میدانیم...
آنچه میدانیم کمتر از آنست که ما دوست داریم...
آنچه دوست داریم بسیار کمتر از آنچیزی است که وجود دارد...
و در نتیجه ما بسیار از آنچه هستیم می باشیم...
******
بگذار ستاره نگاهت بذر مهر و
دستان سبزت گذشت را تقسیم نمایذ
بگذار
رهگذران کوچه ی زمان
به خاطر بسپارند گل مصفای وجودت را
پس همواره مهربانی را از خوبان دریغ مکن

منتظر حرفای قشنگتون هستم

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:40 بعد از ظهر |

سکوت عشق
سکوت عشق
سکوت حقیقت است
فریاد است
سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و ببین که این بغض بی صدای من
اعتراف
به عشق همیشگی توست
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:39 بعد از ظهر |

زندگي دفتري از خاطره هاست
زندگي دفتري از خاطره هاست
خاطرات شيرين،خاطرات مغشوش
يكنفر در شب كام، يكنفر در دل خاك
يكنفر همدم خوشبختي هاست
يكنفر همدم و همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم، عمرمان ميگذرد
وز سر تخت مراد، پاي بر تخته تابوت گذاريم همه
ما همه همسفريم، همگي همسفريم
تا ببينيم كجا،باز كجا چشمان بار دگر سوي هم باز شود
در جهاني كه درآن راه ندارد اندوه
زندگي
با همه ي معني خويش از نو آغاز شود
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:33 بعد از ظهر |

ولی هرگز نفمهیدی
 


من تو را تا بینهایت می پرسیدم ولی هرگز نفمهیدی
التماست کردمو و در خود شکستم غرورمو نفهمیدی
عاشق نبودی ، تا که بفهمی دردمو ،احساسمو
هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،برو دیگه نه نمی خوامت
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،فقط اینه جوابت

برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت
برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت


به پای تو نشستم از عشقت مست مستم
دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم
از یاد من نمیری،مردم از این اسیری
چیکار کنم که امروز از عشق من تو سیری

دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،برو دیگه نه نمی خوامت
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،فقط اینه جوابت


 

l 0 3 0

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:31 بعد از ظهر |

... اين بغض عصيانگر خفه خواهد ساخت مرا
 


... اين بغض عصيانگر خفه خواهد ساخت مرا ...
پرواز را از همان كودكي آموخته بودم
اما فرصتش پيش نيامد كه پرواز را تجربه كنم و ترس دارم كه
اين بغض عصيانگر خفه خواهد ساخت مرا ...
چرا دروغ ؟ چرا ريا ؟ مگر دروغ ،‌عشق هم مي آفريند ؟ هميشه پنداشت من اين بوده است كه عشق زائيده سادگيست و ميوده درخت شيطاني دروغ ، نفرت است و بس ، ‌فاصله است و دوري ،‌ فرار است ،‌فرار از خود ،‌فرار از او ،‌فرار از همه و زنداني كردن خويش درون غار تاريك تنهايي روح

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:28 بعد از ظهر |

عشق يعني
Image and video hosting by TinyPic

عشق

عشق يعني
شادي براي ديگري
هنگامي كه او شاد است
غمخواري ديگري
هنگامي كه او غمگين است
با هم بودن در خوشي ها
با هم بودن در نا خوشي ها
عشق سرمنشا قدرت است

عشق يعني
همواره با خود صادق بودن
همواره با ديگري صادق بودن
گفتن . شنيدن وگرامي داشتن حقيقت
وهرگز تظاهر نكردن
عشق سر منشا واقعيت است

عشق يعني
تفاهمي چنان كامل كه
همچون جزيي از وجود ديگري شدن
و آن ديگري را همان طور كه هست پذيرفتن
و سعي در تغيير يكديگر نداشتن
عشق سر منشا يكي شدن است

عشق يعني
آزادي براي دنبال كردن خواسته ها
و سهيم شدن تجارب با ديگري
رشد يكي در كنار وهمراه
رشد ديگري
عشق سر منشا كاميابي است
عشق يعني
هيجان برنامه ريزي در كنار يكديگر
هيجان اجرا در كنار يكديگر
عشق سر منشا آينده است

 

 
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:25 بعد از ظهر |

موفقيت درسنين مختلف زندگی

موفقيت درسنين مختلف زندگی

در 4 سالگي ..................... موفقيت يعني .................... خيس نکردن شلوار
در 12 سالگي ................... موفقيت يعني .................... پيداکردن دوست
در 18 سالگي ................... موفقيت يعني .................... داشتن گواهينامه
در 20 سالگي ................... موفقيت يعني .................... امکان ازدواج
در 35 سالگي ................... موفقيت يعني .................... داشتن پول
در 50 سالگي ................... موفقيت يعني .................... داشتن پول
در 60 سالگي ................... موفقيت يعني .................... امکان ازدواج
در 70 سالگي ................... موفقيت يعني .................... داشتن گواهينامه
در 75 سالگي ................... موفقيت يعني .................... پيدا کردن دوست
در 80 سالگي ................... موفقيت يعني .................... خيس نکردن شلوار

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:21 بعد از ظهر |

خدايا سراغ دل شكسته ام را از كه بگيرم
با تمام وجودم تقديم به      كه اميدوارم روزي مرا به حريم دلش راه دهد ...  كاش مي دانستي اين عشق  روز به روز شعله ورتر مي شود و هرچه  خود را از تو دورتر مي بينم عطشم بيشتر و بيشتر مي شود . 
 
درست نمي دانم چه زماني  ...  شدم . فقط مي دانم خورشيد در اسمان نورعشق مي باريد و من نيز مانند نور شمع مي سوختم و او مانند ابي بر روي اتش شعله هاي عطشم را خاموش مي كرد و شراره هاي عشق را در اعماق قلبم  بارور مي كرد . نمي دانم چه زماني شاعر شدم  . فقط مي دانم تك بيت شعري  در دفترچه يادداشتم بود  و ساعتي خوش كه بوي بهشت مي داد  و من در همان هواي بهشتي  اندكي شراب عشق را نوشيدم . شايد همان لحظه هم شاعر شدم هم عاشق ...
 
خدايا سراغ دل شكسته ام را از كه بگيرم . من اما مانده ام كه چرا به روزگار قلبي نداده اي و احساسي كه او هم احساس مرا درك كند . اين روزگار نامرد وجفاكار را در كدام دادگاه بايد محكوم كرد كه اين چنين با تمسخر ما را بازيچه قرار داده است . ايا اگر من سرشك سنگ و استواري دماوند را داشتم اومي توانست با من چنين كند ؟
 l 0 3 0
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:13 بعد از ظهر |

من تمنا كردم
من تمنا كردم
كه تو با من باشي
وتوگفتي:هرگزهرگز
پاسخي سخت ودرشت
ومرا غصه ي اين هرگزها
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

ناباورانه قدم هاشو نظاره مي کردم که آروم آروم ازم دور و دورتر مي شد .. دلم مي ‏خواست فرياد بزنم:‌ نرو ..... دلش مي خواست فرياد بزنم :‌ بمون ‏‏... ..ولي بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمي داد ، با چشمام فرياد کشيدم :‌بمون ... اما ‏افسوس که هيچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فرياد چشمامو بشنوهUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

بازجمعه شددلم گرفت
همچوكودكي بهانه مي كند
بازمن
تظرشدم بيا
بياكه سازهم گلايه مي كند
دوباره تنگ شددلم
نغمه خوان غصه شددلم
بازجمعه شدمنم تنها
منتظربه ره مانده
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

شاد باشيدUpgrade your email with 1000's of emoticon icons                                                             l 0 3 0      Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:11 بعد از ظهر |

Image and video hosting by TinyPicفراموشم نکن
 
اسمت را براي هميشه در قلبم ننوشته بودم
و عشقت را براي هميشه در دلم جاي نداده بودم
ولي حالا که اين کارا کرده ام براي هميشه دوستت خواهم داشت
وهيچگاه و در هيچ مکاني از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد کرد
پس: دوست دارم
دوست دارم يه عالمه دوست دارم به وسعت يه آسمون
به وسعت سيارمون دوست دارم به خاطر مهربونيات؛
به خاطر صبوريات دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس
راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس؟   l 0 3 0
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:8 بعد از ظهر |

دلم آتش مي گيرد

دلم آتش مي گيرد از نامردميها ... از بي عشقيها .. از نگاههاي سرد در كنار آغوشهاي گرم .... دلم .. دلم ... آخ كه دلم چه واژه تكراريست !كاشكي هميشه .. هر روز سال بهار بود ... كاشكي دلهاي شكسته را راه فراري بود و اصلا كاشكي كسي دلش نمي آمد دلي را بشكند و كاشكي كلمه كاشكي اصلا نبود ! گله ... گله ... شكوه .. اسارت ذهن و شلاق احساس گناه... خدايا در لحظاتي كه تنهايي و بي لذتي وجود مرا احاطه مي كند .. مرا در آغوش گير و ببين كه من براي تو خويش را تا لبه پرتگاه گناه كشانيده ام و ببين كه كودكانه گاهي تو را به باد قضاوتهاي عجولانه خويش گرفته ام .. ... مرا در برهوت سؤالات بي پايان رها مكن ... چون هميشه دستگيرم باش و مرا از خويش برهان كه زهر «‌من » تو را از من خواهد گرفت اگر نگاهم نكني مرا نزد خويش بخوان و به من ياد بده معني عشق چيست؟
زنده ام به عزت خويش و نمرده ام به خاطر رحمت تو و پيوسته صدايي در من فرياد مي زند فردا روز ديگريست هر چند كه صدا غمگينانه باشد

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت 6:3 بعد از ظهر |


: نويسنده وبلاگ
meysam va milad
: آيدي من
hash_hash4001@yahoo
: آدرس وبلاگ
WWW.jazireh7.BLOGFA.COM
: با تشکر از
l030
:l030 آيدي
lovefree_die@yahoo
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




JAVAKIDS.BLOGFA

Hiv@son