تبليغاتX
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !
ax ::: FIFA
    
ax ::: FIFA    
 
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
 
Join Me @ taraneh ha groups
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 1:23 بعد از ظهر |

جك
Image and video hosting by TinyPic
 

سلام

يارو سوار هواپيما بوده ميهماندار ميگه كمربندها رو ببنديد . يارو مي گه : مال من كش داره بازم ببندم

 به يارو ميگن: چيكار كردي كه ورشكست شدي؟ ميگه: بادكنك ميفروختم به شرط چاقو!

 زين پس بجاي واژه سزارين گوييم بچه به شرط چاقو...!!!

 به يارو مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !!

يک روز بامشاد ميره جلوي مدرسه دخترانه،
مي گه: واييييييييييي چقدر عيال؟
يه روز، يه مگسه با بچش مي ره مي شينه روي سر يه آدم کچل. بچه مگسه به مامانش مي گه: مامان من تشنمه آب مي خوام . مادرش مي گه: آخه بچه جون من توي اين بيابون بي آب و علف، آب از کجا بيارم؟!!!
يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه ميره مي خوابه بغل دمپايي
يه روز يه هزار پا از يه مورچه تقاضاي ازدواج مي كنه مورچه جواب منفي بهش مي ده هزارپا مي گه آخه چرا مگه من چه عيبي دارم مورچه نگاهي به پاهاي هزارپا مي اندازه و با فيس و افاده مي گه والله من حوصله اينهمه جوراب شستن رو ندارم
برا مرغه چندتا مهمون مي اد. مي بينن يه عکس تخم مرغ رو ديواره. مي گن: اين عکس چيه؟
مرغه مي گه: عکس بچگيامه.
يه مار و يه جوجه تيغي با هم ازدواج مي کنن، بچه شون سيم خاردار مي شه.
راننده مي رسه به پليس راه، سروانه مي گه: کارت ماشين، گواهينامه. راننده مي پرسه؟ چي كاركنم؟ باهاشون جمله بسازم.

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 1:18 بعد از ظهر |

سرشار از عشق
   تمام زندگیم سرشار از عشق به توست
عکست در دفتر خاطراتم مانده است
واسمت در کاغذ خط خط ذهنم
باشد تا همیشه باقی بماند

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 1:6 بعد از ظهر |

عجيب ترين مجسمه هايي كه تا به حال ديده ايد
Image and video hosting by TinyPic
 

عجيب ترين مجسمه هايي كه تا به حال ديده ايد



001662.jpg


ماسك۱
اين چهره خود هنرمند است. درباره اين كار نوشته اند:
اگر داخل دهانش را نگاه كنيد، مي توانيد دندان ها، لثه ها و حتي كمي آب دهانش را هم ببينيد. اگر براي چند دقيقه كنارش بايستيد، شايد صداي خُر و پف اش را هم شنيديد


001671.jpg


خانم ها
اگر به خاطر ابعادشان نبود، مشكل مي شد تشخيص داد كدامشان واقعي اند و چه كسي دارد پشت سر چه كسي حرف مي زند


001686.jpg


ماسك 2
اين هم پرتره ديگري از موئك . ابعاد هم كه دستتان است

001650.jpg



ماسك 3
چهره به چهره شدن
اين دو تا آدم هم ديدني است

001659.jpg



كله بچه
كار اول موئك عروسك سازي بوده، اما بعيد است هيچ بچه اي مايل به بازي كردن با همچين عروسك عظيم الجثه اي باشد


001656.jpg


پسر
مجسمه پسر را دارند به نمايشگاه مي برند. انگار واقعا يك بچه غول زنده را براي نمايش در سيرك آماده مي كنند



001677.jpg

اين هم پاهاي پسر



001665.jpg


001683.jpg




زن نشسته
براي اين كه ابعاد كار دستتان بيايد، مي توانيد به عكس كناري نگاه كنيد
 

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 1:4 بعد از ظهر |

ای کاش می شناختم از راه ، چاه را !!!
Image and video hosting by TinyPic

با آنکه در تبسم مهر تو یافتم
ذوق گناه را ،
اما
        همیشه ، زمزمه واری است بر لبم :
-         کای عشق،
پیش از آنکه تو خاکسترم کنی،
ای کاش می شناختم از راه ، چاه را !!!
                                                    

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 12:59 بعد از ظهر |

قسم
به اين لحظه های عاشقی مان قسم ،
به اين كلام مقدس عشق قسم خيلی دوستت دارم.
سوگند ميخورم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی ام خواهم ماند
 عزيزم و سوگند ميخورم   L 0 3 0www.golbarg.ir
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 12:50 بعد از ظهر |

دلخوشیهای کودکانه ی ما
 
 دلخوشیهای کودکانه ی ما 
 
                                                                              
 
از همان روز اول که به دنيا می آييم دلمان خوش است
دلمان خوش است که مادری داريم که شيرمان می دهد
دلمان خوش است که پدری داريم که می توانيم با موهای صورتش بازی کنيم
دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفريده شده اند
دلمان به اين خوش می شود که زمين زير پای ماست و آسمان هم ,
دلمان به قيافه خودمان توی آينه خوش می شود
دلمان خوش می شود به اينکه توی جيبمان يک دسته اسکناس داريم
دلمان به لباس نويی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنيم
يا وقتی که جشن تولدی برايمان می گيرند
يا زمانی که شاگرد اول می شويم
دلمان ساده خوش می شود به يک شاخه گل يا هديه ای که می گيريم
يا به حرف های قشنگی که می شنويم
دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود
به تماشای تابلويی يا منظره ای يا غروبی يا فيلمی در سينما و شکستن تخمه ای
دلمان خوش می شود به اينکه روز تعطيلی را برويم کنار دریا و خوش بگذرانيم مثلا با خنده های بی دليل ,
يا سرمان را تکان بدهيم که حيف فلانی مرد يا گريه کنيم برای کسی
دلمان خوش می شود به تعريفی از خودمان و تمسخری برای ديگران
يا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اينکه عاشق شده ايم مثلا
دلمان خوش می شود به غرق شدن در روياهای بی سرانجام
به خواندن شعر های عاشقانه و فرستادن نامه های فدايت شوم
دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هايی داغ
دلمان خوش است که همه چيز رو براه است
که همه دوستمان دارند
که ما خوبيم.
چقدر حقيريم ما....
چقدر ضعيفيم ما...
 
دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند , آه چه زيبا
و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند
دلمان خوش است به لذت های کوتاه
به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند
به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم
دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزديک
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی
و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم همه چيز را
 .......

روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد
دلمان خوش می شود به اينکه دور و برمان پر می شود از بچه ها
دلمان به تعريف خاطره ها خوش می شود و دادن عيدی
دلمان به اينکه دکتر می گويد قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند
و اينکه می توانيم فوتبال تماشا کنيم و قرص نيتروگليسيرين بخوريم
دلمان به خواب های طولانی و بيداری های کوتاه خوش است
و زمان می گذرد 
 
 حالا دلمان خوش می شود به گريه ای و فاتحه ای
به اينکه کسی برايمان خيرات بدهد و کسی و به يادمان اشک بريزد
ذوق می کنيم که کسی اسممان را بگويد
و يا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند
و فصل ها می گذرد

دلمان تنها به اين خوش می شود که موشی يا کرمی از گوشت تنمان تغذيه کند
يا ريشه گياهی ما را بمکد به ساقه گياهی
دلمان خوش است به صدای عبور آدم هايی که آن بالا دلشان خوش است که راه می روند روی قبر ما
و دلمان می شکند از لايه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند
و اينکه اسممان از ياد بچه ها رفته است
و زمان باز می گذرد

دلمان خوش است به استخوان بودن
به هيچ بودن
به خاک بودن دلمان خوش است
به مورچه ها و موش ها و مارها 
 
ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود
مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند
ما اشرف مخلوقات عالم هستيم و چقدر خوش به حالمان می شود
ما خيلی خوبيم  ... !
و من دلم خوش است به نوشتن همين چند جمله
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 12:40 بعد از ظهر |

ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
حالمان بد نيست غم کم مي خوريم        کم نه! هر روزکم کم مي خوريم

 
آب مي خواهم، سرابم مي دهند          عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نميدانم کجا رفتم به خواب              از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند                   بي گناهي بودم و دارم زدند
دشنه اي نامرد بر پشتم نشست           از غم نامردمي پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد             يک شبه بيداد آمد داد شد
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام             تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام
عشق اگر اينست مرتد مي شوم          خوب اگر اينست من بد مي شوم
بس کن دل نابساماني بس است          کافرم ديگر مسلماني بس است
 
حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت 

  ما زياران چشم ياري داشتيم            خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 12:39 بعد از ظهر |

شاید....
 

 

شاید....
هر گز
جدایی را باور نکنید
و در اعماق بی وفایی ها در اوج بی کسی ها
به امید باز شدن پنجره ای تازه
زندگی کنید
 
 
فاصله
فاصله را تو یادم دادی
وقتی با لبخند
دور شدی از من
عکاس بهتر از ما فاصله را میداند
تو در عکس نیستی-فاصله یعنی تو        
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 12:34 بعد از ظهر |

خوشبختي
خوشبختي نامه اي نيست که يه روز يه نامه رسون آن را به دست هاي منتظر تو برسونه . خوشبختي ساختن يه عروسک از يه تکه خميره به همين راحتي . ققط يادت باشه جنس اون خمير بايد از عشق باشه
 
 
*تقديم به کسي که مثل هيچ کس نيست*

 

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 12:34 بعد از ظهر |

فراموشم نکن

فراموشم نکن
 
اسمت را براي هميشه در قلبم ننوشته بودم


و عشقت را براي هميشه در دلم جاي نداده بودم


ولي حالا که اين کارا کرده ام براي هميشه دوستت خواهم داشت


وهيچگاه و در هيچ مکاني از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد

 

 کرد
پس: دوست دارم


دوست دارم يه عالمه دوست دارم به وسعت يه آسمون


به وسعت سيارمون دوست دارم به خاطر مهربونيات؛


به خاطر صبوريات دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس


راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس؟  
l 0 3 0

تنها امید من بمون....

تو بری موندن من معنی دیوونگیه

آخرین حرفم اینه......

( تو بری برای من...آخر این زندگیه...)

 
( تقدیم به آون کسی که باور نکرد دوستش دارم......)

|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در سه شنبه 16 خرداد1385 ساعت 10:18 بعد از ظهر |


: نويسنده وبلاگ
meysam va milad
: آيدي من
hash_hash4001@yahoo
: آدرس وبلاگ
WWW.jazireh7.BLOGFA.COM
: با تشکر از
l030
:l030 آيدي
lovefree_die@yahoo
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




JAVAKIDS.BLOGFA

Hiv@son