![]() خيلي ساده قلبت رو ميشكنن خيلي ساده سنگ به بالت ميزنن كافيه بدونن كه عاشقي هر چه تهمت به حالت ميزنن
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته دوم دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته اوّل فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته دوم بهمن 1384 هفته اوّل بهمن 1384 هفته چهارم دی 1384 هفته سوم دی 1384 هفته اوّل دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
خورشيد
منتظر نظر هاتون هستم اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته نازنین من تو عشق رو به من هدیه کردی و ... به یاد همه اونهائی که دوستشون داریم ولی نمی دونند عشق ناگهان وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه مي گيرد عشق ،ويران کردن خويشتن است و دوست داشتن ساختني عظيم . عشق ، معيارها را بهم مي ريزد و دوست داشتن برپايه ي معيارها بنا ميشود . با عشق وشکيبائي چيزي ناممکن نيست . تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
...کاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت ....
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند ! تقديم به همه كساني كه به عشق خود نرسيده اند
تقديم به همه كساني كه به عشق خود نرسيده اند
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد. بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه. گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه. گفت: نه خودم جمع مي كنم. گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟ نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن. وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشونبسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش...... ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده داره آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه. تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟ انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود. گفت و اين بار رفت سمت دريا................... |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:20 بعد از ظهر
تنهایی
تعطیل
کاش در تنهایی خود ذوب می شدم
و التهاب سکوتم نمی ترکید
زمانه زمانه ی نامردی است
باور کن هنوز هم دستانم بوی نارنج می دهند
من یخه ام را باز می کنم
و در سرمای شب های دی ماه پا برهنه و مبهوت
راه می روم
می فهمم که چه افسانه ای بود
و افسوس می خورم که افسانه بود
افسوس که افسانه بود
و باور کن ...
بارون و دوس دارم هنوز چون تو رو یادم میاره
***
ذهن یک جوانه
من درختم
پوستم چندش را فهمیده
و شاخه های درهمم
انگار
خیلی زود
طعم کرچ خستگی را حس کرده اند
شب آرام
و درد من نیز پایان
ندارد
انگار
من
تنهایی سست یک شاخه ی خشک را می فهمم
من از انجماد می آیم
از یک سکونت ملال انگیز
****
باز هم تاریکی فرست کرد تا در نبود شعله های با محبت مهر خود را بیان کند ٫ راستی چقدر می دانی ؟ انگار سال هاست که روی یک صندلی از جنس حماقت نشسته ام و سیگار برگ می کشم
نگاهم هنوز هم مانند آن روز هاست ٬ این را زمانی که دخترک همسایه چند ثانیه در چشمانم بار ها خیره مانده بود فهمیدم
می دانی تنهایی چیست ؟ شاید با خودت فکر کنی تنهایی های ما مانند یک بستنی قیفی اند ٫ می توان لیسید و گاهی هم سرد شد و اما باز در انتها وقتی صدای خرچ خرچ جویدن بیسکوییت آخر می رسد انگار تمام لذت دنیا آماده است تا در آغوش بپذیرد مارا
اما نه !
تنهایی یعنی یک چند ضلعی که ضلع هایش هیچ وقت با هم برابر نیستند و یکی از دیگری بزرگ تر است ٬ گاهی آدم فکر می کند تنهاست و از ضلع خودش حرکتی می کند تا شاید ضلع دیگری پیدا شود و محیطی بهتر و رو به شفا تر
اما آیا می توان از حقیقت گریخت ؟؟؟
صدای خداوند دیگر نمی اید ... پوسته ی عشق ترکیده و آغوش مقدسش کهیر زده ٬ خیانت خیلی شیرین تر از قبل است انگار در ساختارش نوعی شکر مخصوص بکار می برند
ما هم که از همیشه شاداب تر قرار است فردا به باغ همسایه برویم و سیب هوس بخوریم ٬ قرار است در دالان بی انتهای عریانی قدم بزنیم و لب و لوچه ای از عذا بیرون کنیم
بالین افسانه ای یک باکره ؟! این انسان چه موجود شگفت انگیزی است !!چقدر زیبایی و ابدیت در یک لحظه ی خطا بخش معجزه گونه ملموس است
****
حتی خداوند هم خسته است
از چیز هایی شبیه گلایه و اندوه
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:15 بعد از ظهر
آرام شدم.
در آن لحظه که زنجيرهاي سکوت در هم شکست در آن لحظه که گرماي وجودت را حس کردم تو , مرا نمي دانستي اما ........... من از دور مي فشردم دستانت را درد و دل کردن با تو را به هزار لحظه شادي نخواهم داد. شايد تو در همهمه صحبت با دوستانت بودي اما...... من در آرامش خيالم در سخن گفتن با تو زمزمه مي کنم.. آهاي......... مي شنوي صدايم را فرياد خواهم زد. رو به دريا. بالاي سر کوه, اين منم که به سوي تو سرازيرم ببين مرا اگر اين بغض امانم مي داد زمزمه مي کردم برايت,.......... التماس را ببين رو به رويت ايستاده ام و فرياد مي زنم اما........... مرز فاصله نگذاشت ببيني صدايي از من آرام مي گويم, آرام فرياد مي زنم. آه................. فاصله را ورق خواهم زد. زمزمه مي کنم, ببين مرا, رو به رويم ايستاده اي شگفت نمي بيني مرا, بغض گلويم را رها کرد حال گریه اماني براي سخن گفتن با تو را نمي داد سخن گفتي: از چه پريشاني بگو , بگو , مي شنوم تو را گفتم:دريا شو ,.............. شنا خواهم کرد در وجودت , خورشيد شدي و من پريدم در آسمانت و من ..... آرام شدم. عشق برای تو
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:13 بعد از ظهر
هيچگاه
نور مهتاب براي عاشق شدن خيلي ايده ال است فقط ايرادش اين است كه ممكن است فردا در زير نور افتاب از انتخاب مهتابي ات پشيمان شوي !...
اميد" درماني است كه شفا نميدهد ولي كمك ميكند تا "درد" را تحمل كنيم!...
بزرگترين افسوس ادمي اين است كه حس ميكند مي خواهد اما نميتواند و به ياد مي اورد زماني را كه ميتوانست اما نخواست!...
عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ذوب شدن بر غم هاي دوست!...
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو بود!...
حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست من پرستوي خزان ديده و خاموش تو ام!...
ادم عزيزانشو فراموش نميكنه بلكه به نديدنشون عادت ميكنه.....تقديم به كسي كه عادت به نديدنش مثل فراموش كردنش غيرممكنه!...
هيچگاه فاصله ها حريف خاطره ها نيستند.... |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:10 بعد از ظهر
می بينی!!!!
![]() می بينی!!!!
تو چه آرام می گذری از کنار تنهاييم نيم نگاهی ولبخندی به نشانه دوستی يا رسم وعادت ديرين برای تسکين قلب من است يا افکار خودت؟؟؟؟؟???? نمی دانم!!!! هر چه هست قلب مرا به آتش می کشاند چشمانم را می سوزاند لبانم را قفل می کند. همين . . . . . ![]()
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 10:6 بعد از ظهر
عشق برای تو
![]() مهربانی ممنوع !
عشق برای تو
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:59 بعد از ظهر
آرام خواهم رفت!
![]() یکی در مرگِ شقایق |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:54 بعد از ظهر
با تو سخن می گویم
امروز با تو سخن خواهم گفت اما نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همیشه.....
امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.
چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...
ازنگاه معنادارت می فهمم آنچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.
حتی لحن شیرین کلامت هم نیز نوع دیگریست....
کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...
پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...
دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟
می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...
می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد…
می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....
می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........
پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....
دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه ...
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:50 بعد از ظهر
ax ::: Fashion
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:36 بعد از ظهر
اس ام اس های زمستونی
تنها ترين تنها منم
سرگشته و رسوا منم
اس ام اس های زمستونی
![]() ۱. میدونی فرق من با برف چیه ؟
. . . . . . . برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم . ۲. آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه . ۳. دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ... ۴. آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ... ۵. اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم! ۶. زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه ! ۷. عشق يعنی : چون خورشيد، تابيدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست . ۸. الا ای برف! چه می باری بر اين دنيای ناپاکی؟ بر اين دنيا که هر جايش رد پا از خبيثی است مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری تو پيوندی ميان عشق و پروازی تو را حيف است باريدن به ايوان سياهیها تو که فصل سپيدی را سرآغازی مبار ای برف! ۹. لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ! ۱۰. برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد. زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد ۱۱. برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ... ۱۲. امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ. ۱۳. با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن ۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد . ۱۴. به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است! دنیا را برایتان شاد شاد ،و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم Meysam |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:24 بعد از ظهر
بدی های من چه هستند
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 9:15 بعد از ظهر
من
من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم
آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو
دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را ![]() |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 4:16 بعد از ظهر
بعضی وقتا
بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم
من رهاتر از غبارم من به زنجیر اسیرم
نه طلوعی گرم و شادم نه غروبی سرد و خاموش
کاش بدونم که چی هستم بودنم شده فراموش
این لحظه هام درگیر و خستن
نه تو راهن نه نشستن
پی موندنم میپرسن
تا به کی دست و پا بستن
دیگه وقت انتخابه دیگه از دورویی سیرم
شیر و خط تو سرنوشته
یا میمونم یا میمیرم
یا فقط رومی رومی یا فقط زنگی زنگی
یا میشم سهم دل تو یا نصیب گور سنگی
واسه پایان سکوتم این ترانه رو میخونم
زندگیمو تو میسازی
کاش بخوای زنده بمونم
![]() یه شعله شکسته یه شمع رو به بادم
خسته از این زمونه فریاد گریه دارم
شده فضای سینه سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم دل به کسی ندادم
*******
عاشق شدم به چشمات دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حرفات
با یاد تو همیشه عمرم تموم نمی شه
*******
تموم زندگیمو به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی تو باشی در کنارم
![]() |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 4:2 بعد از ظهر
........؟
|+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 3:48 بعد از ظهر
غرور
بهتر است غرورتان را به خاطر
كسي كه دوستش داريد از دست
بدهيد تا اينكه او را به خاطر
غرورتان............... |+| نوشته شده توسط Meysam ....tel: 09171068009 در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 3:32 بعد از ظهر
|